کودکان بعنوان سلاح والدین

کودکان بعنوان سلاح والدین خشونت خانگی ضد کودکان ورای خشونت جسمی، شامل صدمه هایی می شود که والدین با تبدیل فرزندان به سلاح ضد همسر خود انجام می دهند؛ معضلی که افزون بر صدمه کودک و هم بیگانگی با والدین، نتایج آن گریبان جامعه را هم خواهد گرفت. به راستی راهکار چیست؟


کودکان شکل های متعدد خشونت، استثمار و سو استفاده را تجربه می کنند؛ موضوعی که در سرتاسر جهان و در مکان هایی مانند خانه، مدرسه و جامعه که کودکان باید بیشترین امنیت را داشته باشند، اتفاق می افتد. خشونت ضد کودکان می تواند فیزیکی، عاطفی یا جنسی باشد و در خیلی از موارد، کودکان به وسیله نزدیکان یا افرادی که به آنها اعتماد دارند، صدمه می بینند.
در طول درگیری های مسلحانه، بلایای طبیعی و سایر شرایط اضطراری، کودکان امکان دارد مجبور به ترک خانه های خود شوند، بعضی از خانواده های خود جدا شده و در طول مسیر در معرض استثمار و سو استفاده قرار می گیرند. آنها با خطر صدمه و مرگ مواجهند و حتی امکان دارد توسط نیروهای مسلح استخدام شوند. در مورد دختران و زنان اما خطر خشونت و صدمه جنسی در این شرایط افزوده می شود.
اقدامات فرهنگی مضر و صدمه زا خطر بزرگ دیگری را در نقاط مختلف جهان برای کودکان بوجود می آورد. صدها میلیون دختر قربانی کودک همسری قرار می گیرند؛ موضوعی که در سطح بین المللی بعنوان نقض حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است.

یکی از شکل های متفاوت کودک آزاری که در دهه های اخیر و با افزایش روند طلاق به شدت گسترش یافته تخریب شخصیت یک والد به دست والد دیگر در خانواده هاست. یکی از شکل های متفاوت کودک آزاری که در دهه های اخیر و با افزایش روند طلاق به شدت گسترش یافته تخریب شخصیت یک والد به دست والد دیگر در خانواده هاست. این معضل در طول زندگی عادی و روزمره بعضی از خانواده ها به چشم می خورد اما تشدید تنش بین والدین و اوج گیری اختلاف، طلاق، یا ادامه روند حقوقی حضانت فرزند احتمال پیش آمدن آن را زیاد می کند.
از جمله خشونت هایی که توسط والدین صورت می گیرد، اقداماتی است که یکی از والدین برای دور شدن کودک از والد دیگر انجام می دهد. بدگویی از سوی مقابل یا خطرناک جلوه دادن او دو نمونه بارز این اقدامات است؛ رفتاری که می توانند از لحاظ شدت و ضعف یا محتوا متفاوت باشند اما همیشه برای رسیدن به یک هدف یعنی بی اعتبار کردن یکی از والدین در ذهن کودک صورت می گیرند.
به این ترتیب کودک یکی از والدین خویش را به صورت مداوم تحقیر کرده و از وی دور می شود. «ریچارد گاردنر» روانپزشک حوزه کودک و استاد دانشگاه کلمبیا که در دهه ۱۹۸۰ در بیشتر از ۴۰۰ دادگاه حضانت کودکان شهادت داده بود، بر این پدیده رفتاری نام «سندرم بیگانگی از والد» را نهاد و آنرا به اسم خود به ثبت نمود.
کودکان همانند سلاح در خانواده
تارنمای «کانورسیشن» در گزارشی با عنوان «وقتی والدین بچه ها را به سلاح تبدیل می کنند، تاوان آنرا همه پس می دهند»، نوشت: یکی از طریق های اعمال خشونت خانگی ضد کودکان می تواند این باشد که یکی از والدین از کودک بعنوان سلاحی ضد همسر خود استفاده کند؛ موضوعی که به علت های متعدد می تواند برای کودک صدمه زا باشد.
هر ساله نزدیک به ۵.۷ میلیون مورد خشونت خانگی در ایالات متحده به ثبت می رسد که در بعضی از آنها، مادران و پدران از کودکان خود برای صدمه رساندن به همسرانشان استفاده می نمایند. این رفتار می تواند شامل تحت فشار قرار دادن مستقیم کودک برای جاسوسی از سوی مقابل یا تهدید همسر مورد آزار باشد که در صورت ترک رابطه، دیگر اجازه دیدار با فرزند را نخواهد داشت.
هر ساله نزدیک به ۵.۷ میلیون مورد خشونت خانگی در ایالات متحده به ثبت می رسد که در بعضی از آنها، مادران و پدران از کودکان خود برای صدمه رساندن به همسرانشان استفاده می نمایند. راه دیگری که پدر و مادر می توانند از کودک بعنوان سلاح استفاده کنند، این است که کودک را ضد یکدیگر قرار دهند. در این حالت، آزارگر به کودک این باور را می دهد که همسرشان که مورد آزار قرار گرفته دیگر هیچگاه کودک را دوست ندارد یا برای بودن در کنار او خطرناک و ناامن است. به این ترتیب، آزارگر ذهن کودک را خراب کرده و حتی کودک را متقاعد می کند که قربانی خشونت قرار گرفته است.
نتیجه این فرایند همان چیزی است که روانشناسان آنرا «بیگانگی از والدین» می نامند. کودک به شدت نسبت به والدین احساس بیگانگی، خیانت، آسیب و عصبانیت می‎کند؛ احساسی شبیه به یک معشوق طرد شده اما بدتر از آن چونکه این امر در ارتباط با پدر یا مادری است که کودک به او وابستگی اولیه داشته و نیمی از هویت وی را تشکیل می دهد.

آنچه در ادامه اتفاق می افتد، مجموعه ای از صدمه های زیر است که به صورت مستقیم کودکان را هدف قرار می دهد:
۱. از دست دادن اعتماد به نفس
وقتی این اتفاق می افتد، محققان به این رخداد «سلاح سازی کودک» می گویند. در این راه، کودک اعتماد خویش را به خاطره ها یا تجربه هایش با والد مورد آزار، از دست می دهد، چونکه با آنچه آزارگر برای وی تعریف می کند در تضاد است. خیلی از بزرگسالانی که در کودکی به این علت از والدینشان دور شدند، اعلام نمودند احساس درماندگی و مشکلاتی در اعتماد به دیگران دارند.
۲. از دست رفتن معصومیت و بی گناهی کودکان
والدین بدسرپرست می توانند با قرار دادن کودک در معرض عقاید و رفتارهایی که به هیچ عنوان مناسب نیستند، بی گناهی و معصومیت کودک را از بین ببرند. آزارگر امکان دارد از کودک بخواهد تصمیمی در سطح بزرگسالان بگیرد؛ مانند انتخاب زندگی فقط با یکی از والدین. والدین بدسرپرست همینطور اغلب می توانند نیازهای رشدی کودک مانند تشویق به استقلال را نادیده بگیرند و گاهی کودک را به توجه به نیازهای والدین وادار کنند.

وقتی کودک از والدینش دور می شود، نیمی از هویتش را انکار می کند چونکه صدمه دیده و عصبانی است و اذعان به این قطع ارتباط بسیار دردناک است. این از دست دادن ارتباط، اثرهای منفی کوتاه مدت و بلندمدتی مانند غم و اندوه حل نشده و عزت نفس پایین را با خود به همراه دارد.۳. از دست رفتن ارتباط کودک با والدین
هنگامی که کودک از والدین خود دور می شود، نیمی از هویتش را انکار می کند چونکه صدمه دیده و عصبانی است و اذعان به این قطع ارتباط بسیار دردناک است. این از دست دادن ارتباط، اثرهای منفی کوتاه مدت و بلندمدتی مانند غم و اندوه حل نشده و عزت نفس پایین را با خود به همراه دارد.
۴. از دست دادن پیوندهای خانوادگی در سطح گسترده
همان گونه که کودک از والدین مورد آزار، بیشتر دور می شود، این احتمال وجود دارد که روابط خویش را با دیگر اعضای خانواده، فامیل و اجتماع هم از دست بدهد. بنابراین، کودک از انواع تجربه ها و فرصت هایی که این افراد مرتبط می توانند فراهم نمایند، مانند حمایت اجتماعی یا فرصت های حرفه ای ممکن، خویش را محروم می سازد.
۵. از دست دادن ارتباط اجتماعی
بعضی از این والدین فرزندان خویش را از نظر اجتماعی منزوی می کنند. بعنوان نمونه، آنها کودکانشان را در خانه آموزش می دهند، دوستی هایشان را محدود می کنند یا حتی آنها را به شهر یا کشوری دیگر منتقل می کنند یا او را می ربایند. هنگامی که این اتفاق می افتد، کودک همه ارتباطات اجتماعی، آموزشی، تفریحی و فرهنگی قبلی خویش را از دست می دهد.
بیگانگی با والدین، شکل ناشناخته خشونت خانوادگی
رفتار نسجیده والدین با کودکان که پیش تر به مواردی از آن اشاره شد در نهایت به بیگانگی فرزندان با والدین منجر می شود. تارنمای (doi.apa) در گزارشی با عنوان «رفتارهایی مبتنی بر بیگانگی با والدین، شکل ناشناخته خشونت خانوادگی»، نوشت: با وجود تاثیرگذاری این معضل بر میلیونها خانواده در سرتاسر جهان، بیگانگی با والدین در بیشتر موارد به وسیله متخصصان حقوقی و حوزه بهداشت بعنوان نوعی خشونت خانوادگی پذیرفته نشده یا رد شده است. مانند سایر اشکال خشونت خانوادگی، بیگانگی والدین عواقب جدی و منفی برای اعضای خانواده دارد.
براساس مطالعات انجام شده توسط روان شناسان، مشخص شده بدگویی، توهین، تحقیر و انتقاد افراطی و تخریب یکی از والدین توسط دیگری برای جلب توجه کودک، علاوه بر ایجاد آشفتگی و تناقض ذهنی و روحی در وی، نوعی حس نفرت و کینه را در ذهن و روان کودک بنیان می نهد که بیشتر در عمق وجود او ریشه دوانده و بزرگسالی وی را تحت تأثیر قرار می دهد.
این معضل در بزرگسالی زندگی فرد را با مشکلات پیچیده ای مواجه کرده و گاهی منجر به تخریب زندگی آینده وی می شود. روانشناسان اعتقاد دارند که این نفرت می تواند منجر شود که کودک از دیگر همجنس های والد بیگانه شده هم متنفر شود، بخصوص اگر والد بیگانه شده جنس مخالف کودک باشد.
بررسی ها نشان داده است بیشتر کودکان و نوجوانانی که به صورت پیوسته تحت تأثیر بدگویی ها از پدر یا مادرشان بودند، عزت نفس کافی ندارند، گرفتار اضطرابند و گاهی به افسردگی یا حتی به نفرت از خود گرفتار می شوند.
بدگویی، توهین، تحقیر و انتقاد افراطی و تخریب یکی از والدین توسط دیگری برای جلب توجه کودک، علاوه بر ایجاد آشفتگی و تناقض ذهنی و روحی در وی، نوعی حس نفرت و کینه را در ذهن و روان کودک بنیان می نهد که بیشتر در عمق وجود او ریشه دوانده و بزرگسالی وی را تحت تأثیر قرار می دهد. تارنمای (gavinpublishers) در گزارشی با عنوان «بیگانگی والدین؛ شکل جدی آزار روانی کودک و یک مشکل بهداشتی در سرتاسر جهان»، آورد: بیگانگی با والدین بیشتر در شرایط پرتنش طلاق رخ می دهد که با مداخله قاطعانه سازمان پشتیبانی از کودک و دادگاه خانواده با همکاری روان شناس متخصص قابل رفع است. باآنکه تابحال حدود ۳۰۰ مقاله حرفه ای، فصلنامه و کتاب و همینطور مطالعات تجربی در سرتاسر جهان در این حوزه انتشار یافته اما هنوز آگاهی کافی نسبت به آن وجود ندارد.
به رسمیت نشناختن بیگانگی والدین بعنوان یک مشکل جدی، عملکرد حرفه ای متخصصان و رسیدگی مناسب به آنرا در قانون در ارتباط با روابط والدین-فرزند دشوار می کند. نبود آگاهی از مشکل در عرصه سیاسی، جامعه و در بین متخصصان، خطر ابتلای کودک به علایم روانی بیرونی یا درونی را زیاد می کند.
این معضل می تواند به اختلال های گوشه گیر شدن، اضطراب، اختلال در غذا خوردن، اعتیاد، اختلال در ارتباط با استرس بعد از سانحه، دوره های افسردگی یا دلبستگی، اختلال هویتی- شخصیتی و سایر اختلال های روان پزشکی و جسمی شود.
با توجه به تجربه های غم انگیز و اثرات روانی معضل بیگانگی والدین، این امر را نمی توان بعنوان یک امر خصوصی خانوادگی در نظر گرفت. در موارد جدایی با درگیری بالا بین والدین، تنش های هنگام طلاق و سایر زمینه های تعارض که در آن کودکان مورد استفاده می گیرند، خطر ایجاد بیگانگی والدین وجود دارد.
بنابراین برای رفع این مشکل حاد و چالش برانگیز، همکاری اولیه و فعال میان رشته ای همه دستگاههای مربوطه ضروری می باشد. مسئله روان شناختی بیگانگی با والدین باید به صورت عمیق بررسی شود. مشاوره روانی اجباری، مداخلات دستوری یا تقابلی و اقدامات ساختاری دادگاه خانواده همچون انتقال حضانت در این خصوص ضروری به نظر می آید. بیگانگی والدین یک مبحث در حوزه حضانت است اما یک مبحث حمایتی هم به حساب می آید.
به رسمیت نشناختن بیگانگی والدین بعنوان یک مشکل جدی، عملکرد حرفه ای متخصصان و رسیدگی مناسب به آنرا در قانون در ارتباط با روابط والدین-فرزند دشوار می کند. نهادهای نظارتی اداره بهزیستی کودک و دادگاه خانواده در این مورد باید موظف شوند که در این حوزه اقدامات لازم را انجام دهند. تشخیص و مداخله باید به همان سرعتی که در مورد دیگر اشکال سو استفاده از کودکان همچون سو استفاده جنسی، آزار فیزیکی و بی توجهی رخ می دهد باید بوسیله ی یک متخصص با تجربه در این حوزه صورت گیرد.
نادیده گرفتن بیگانگی والدین بعنوان نوعی کودک آزاری روانی و خشونت خانوادگی، عملی غیراخلاقی است. مرجع نهایی که می تواند تصمیم بگیرد که روند این معضل را متوقف نماید یا همچنان آنرا تداوم بخشد، دادگاه خانواده با همکاری کارشناسان متخصص روانشناسی-روانپزشکی دادگاه خانواده است.
راهکار چیست؟
برای دوستان و خویشاوندان، موقعیتی که در آن از کودکان بعنوان سلاح استفاده می شود، می تواند گیج کننده یا حتی عکس آن چیزی باشد که در واقع اتفاق می افتد. این افراد امکان دارد نقش آزارگر را تشخیص ندهند و فکر کنند که والد مورد آزار در واقع بگونه ای مقصر است اما آن افراد خارجی که ارتباط نزدیکی با این خانواده ها دارند، بهترین موقعیت را جهت کمک به خانواده برای شکستن چرخه خشونت و یافتن راه هایی برای حفاظت از کودک دارند.
آنان باید بدانند که وقتی والدین اشتباهی را به علت آزار و اذیت سرزنش می کنند، کودک همچنان از مشکلات رنج می برد. حتی متخصصان سلامت روان همیشه وضعیت را به درستی ارزیابی نمی کنند و درمان را روی رابطه کودک با والدین مورد آزار متمرکز می کنند در حالیکه تأثیر مداوم آزارگر را نادیده می گیرند. باید به این امر توجه داشت، تا وقتی که از کاربرد کودکان بعنوان یک سلاح در دستان والدین جلوگیری نشود، خیلی از روابط خانوادگی شکننده باقی خواهند ماند.
پی نوشت:

۱- https: //www.unicef.org/child-protection
۲- https: //theconversation.com/when-parents-turn-children-into-weapons-everybody-loses-۱۷۳۶۲۸
۳- https: //doi.apa.org/doiLanding?doi=۱۰.۱۰۳۷%۲Fbul۰۰۰۰۱۷۵
۴- https: //www.gavinpublishers.com/article/view/parental-alienation-a-serious-form-of-child-psychological-abuse-a-worldwide-health-problem#: ~: text=Parental%۲۰alienation%۲۰is%۲۰a%۲۰serious، also%۲۰in%۲۰some%۲۰other%۲۰contexts.


منبع:

1401/03/12
23:16:41
0.0 / 5
368
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۳
تعمیر سرور فیکس سرور

fixserver.ir - حقوق مادی و معنوی سایت فیكس سرور محفوظ است

فیكس سرور

سرور و هاست و دامین